نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۲ ، ۱۸:۳۶
!
مدتی ست که ادبیات سیاسی-اجتماعی ملت ما در حال تغیر و تحول است.هر روز واژه های جدید را تجربه می کند که پیش تر یا وجود نداشته اند، یا اینکه بدین معنا بکار نمی رفته اند.واژه های غریبه ای که زود بین مکالمات روزمره و محتوای اخبار روزانه مان جا باز می کنند و برای عده ای نان میاورند و برای عده ای حیرانی.
چرا نان را مقابل حیرانی قرار دادم؟
چون این ها فقط برای عده ای ذی نفع نان می آورد و برای عده ای تماشاگر که متاسفانه غالب مردم هستند فقط حیرانی ست و انتظار و تحمل.
واژه هایی که فقط یک کلمه ی محض نیستند و مردم هر روز با گوشت و پوست و استخوان آنها را لمس می کنند.
تا مدت ها پیش
نمی دانستیم اقتصاد مقاوتی و ریاضتی و خانمان برانداز چیست اما حالا هر روز موقع پرداخت هزینه های ناچیز ترین خدمات و اقلام موردنیاز معنی و مفهومش را درک می کنیم.پیشتر فکر می کردیم فتنه فقط برای دوره صدراسلام بوده و بس اما حالا روز بوی فقتنه به مشاممان می رسد،فتنه ای که مثل شمشیر دوسر است.نمی دانی از کدام سو ضربه می زند فقط می دانی که زخمی ها ضربه خورده ی این شمشیرند.
مناظره،هیجان انگیز ترین و پر رنگ ترین واژه ی رسانه های خبری و مجلس های دوره همی این مردم سیاست زده.مناظره شاید پیشتر مثل خیلی واپزه های کم کاربرد دیگر در صندوق خانه ی ذهن مان بود اما حالا مدت هاست که با هر تنشی می شود نقل مجالس.انتخابات و ...بهانه های خوبی هستند برای رویارویی افرادی که نمی دانی چرا فقط اینجا و جلوی دوربین مقابل هم نشسته اند و بیرون از این استودیو دست در دست هم ب مهر میهن خویش را می کنند آباد.
و اما مذاکره که این واژه ی ست دوست داشتنی و البته امیدوار کننده و تنش برانداز برای مردمان زیر خط نان.حالا چند روزی ست که واژه های مذاکره و ظریف با هم پیوند عجیبی خورده اند فارغ از اینکه واقعا مذاکره کننده های نمادین ذی نفعان واقعی نیستند و البته اینکه بلندو حرف خودش را نمی زند و فقط حرف صاحب بلندگو را تکرار می کند،بقیه اش ناگفته معلوم است.
از این دست کلمه ها زیاد شندیده ایم و زیاد بکارگرفته ایم اما مخلص کلام اینکه:
دو سه روزی ست که مرد همیشه حاضر در میدان مناظره ها، رئیس جمهور منتخب ملت را به کارزار فرا خوانده.کارزاری که ناگفته پیداست که معلوم است چه طور رقم می خورد اگر اتفاق بیفتد.اما بالاخره برای هرکس آب نداشته باشد برای رسانه ها نان که دارد.
۱  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۲ ، ۰۹:۵۷
!
Two true stories about two life champions
Mark Zupan: You can't live in the past.
Bethany Hamilton: People can do whatever they want ...
In a voice track listen them stories.
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۲ ، ۲۱:۰۲
!

گذشته از سالها پیش که مردم عزیزمان ثانیه شماری می کردند برای تماشای "سالهای دور از خانه" و "جنگجویان کوهستان" و بعد از آن سالهایی که سر و دست می شکاندیم برای "جواهری در قصر" و "امپراطور دریا" روزگار خوش "جومونگ" بینی آغاز شد.بگذریم از اینکه طرف بچه اش را جا گذاشت از ذوق دیدن فیلم و یکی خودکشی کرد اما نذری هایی که برای پیروزی جومونگ تقسیم شد اما دوباره بعد از دو سه سالی بازپخش جومونگ شروع شد آن هم در دو شبکه.

چهار بار در روز در شبکه تماشا و دو بار در روز در شبکه البرز، یعنی به طور متوسط روزی شش ساعت از آنتن سیمای ملی متعلق به کره ای هاست.

اینکه چرا هنوز هم اینقدر طرفدار دارند بماند، سوالم از مسئولین است که واقعا جومونگ ارزشش را دارد؟

۲  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۲ ، ۰۹:۴۸
!
پیشاپیش اعتراف می کنم که اظهار نظر بنده نه خیلی تخصصی ست و نه اصراری دارم بر اینکه بی نقص است.فقط می دانم شاید این اشاره ی ناقص ام بدین موضوع جای بحث بسیار دارد.
موضوع مورد بحث این مقال بررسی و مطالعه نوع بشر به مثابه ی یک سیستم -سامانه- است.برای یک سامانه هدفی مشخص تعیین شده و فعل مورد حدوث در یک سامانه که منجیر به حرکت به سوی هدف می شود را می توان در خروجی ساامانه مشاهده نمود.
طبیعتا هر خروجی معلول پردازش و دریافت هایی می باشد.پس اینگونه می توان گفت که انسان را هدفی ست و فعلی در جهت حرکت برای سوق به هدف و این فعل دارای وجه ورودی،پردازش و خروجی ست.و اما درگاه ورودی در انسان محدود به حواس پنج گانه چشایی،بینایی،شنوایی،بویایی،لامسه و البته شاید در مواردی الهام یا حس ششم می باشد.اما چیزی که بیشتر مورد مطالعه و تفکر قرار می گیرد وجه پردازش و خروجی ست.
خروجی حتما معلول پردازش است.حتی اگر پردازش در جهت تغییر نباشد و غرض ارائه ی بی کم و کاست ورودی به عنوان خروجی باشد باز هم داده نیاز به طی مسیری از ورودی به خروجی ست که این مسیر در سامانه در بستر پردازندده طی می گردد.گاه بی اینکه تغییری در ان داده شود و گاه در معرض هزار بالا و پایین و کم و زیاد.چیزی که بدهی ست لزوم تلاشی ست اجتناب ناپذیر در جهت ارائه داده.
خروجی-عینیت بخشی به واسطه لمس و کنترل اعضا برای خلق اثر تجسمی و بصری چیزی که دیدنی ست-انتقال معنا به واسطه نقاشی،فیلم سازی- و یا حتی لمس کردنی-انتقال مفاهیم به واسطه مجسمه سازی و معماری-در مواردی شنیدنیست چون موسیقی و چشیدنی و بوییدنی ست چون طبخ.و البته طیف گسترده ی زبان بدن.اشاره .نوع نگاه.رقص اعضا و ...دیدنی ست چون نگارش
انسان متناسب با ورودی اطرافیان و مخاطبان خود از نوع خاصی از خروجی استفاده می کند
و یا بیان شفاهی که شنیدنی ست.  گفتار و تولید صوت به واسطه ی کنترل اعضا ی گفتاری.
بیشترین بار دریافت به دوش بینایی ست و بار کلی خروج بر دوش کنترل اعضا چه انجا که بواسطه ی کنترل زبان می گوییم و چه انجا که به دست می نگاریم و می نویسیم و می نوازیم و می سازیم و...
این ها همه از لطف حق تعالی ست.
پردازش.یعنی تفکر یعنی پردازش و ایجاد دگرش در داده ها و یا حتی تولید داده بر مبنای داده های پیشین

۲  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آذر ۹۲ ، ۲۰:۵۴
!
نمی دانم اینکه نمی توانیم در مورد یک لحظه ی بعدمانحدس درستی بزنیم،اینکه هر دم امکان غافلگیر شدنمان آن هم به شدت وجو دارد،اینکه از هیچ آینده ای مطمئن نیستیم،اینکه هر آن ممکن است اتفاق تازه ای بیفتد و خیلی چیزها تغییر کنند و ... فقط از ویژگی های جامعه ماست یا همه جای دنیا آسمان همین رنگ است؟
اما چیزی که خوب می دانم این است که شاید آدم های هیچ جای دنیا غیر از جامعه ما نمی تواند اینقدر زود به اوضاع جدید عادت کنند.اینکه این توانایی و انعطاف در رفتار ریشه در تاریخ ملت مان دارد یا نه را نمی دانم اما به هر حال قابلیتی ست ستودنی.فکر می کنم مردمان سخت کوش دیگر پاره های این جهان اگر چنین نعمتی داشتند شاید انسان امروز در مریخ زندگی می کرد.
۴  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ آذر ۹۲ ، ۲۲:۳۰
!