نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

۲۱ مطلب در شهریور ۱۳۹۲ ثبت شده است

پیشنهاد من تماشای این ویدئوی جذاب برای شماست.کاری تازه و زیبا از گروه این طوریاس.
    پی نوشت:مدیریت زمان در عصر حاضر به عنوان یکی از دغدغه های بزرگ ماست.اینکه کار برای انجام دادن زیاد داریم و وقت کم.این ویدئو یک حساب کتابِ سرانگشتی انجام می دهد و به ما می فهماند که وقت های زیادی در یک سال داریم برای انجام کارهایی که هیچ وقت فکرش را هم نمی کنیم که بتوانیم در یک عمر انجام دهیم اما واقعا خیلی چیزها را هم نادیده می گیرد.
عدم به هم پیوستگی وقت های آزاد، وقت های تلف شده ی عصر حاضرِ ایران -اعم از وقت هایی که به اجبار در رفت و آمدیم،وقت هایی که از طی مسیرهای طولانی مدت روزانه خسته ایم و نیاز به استراحت خارج از حد داریم یا در صف و نوبت بانک و غیره و غیره ایم،وقت هایی که پشت میز کارمندهای بی مسئولیت ایستاده ایم و یا در رفت آمدهای بی مورد اداری و کاغذ بازی تلف می کنیم و ...- یا وقت هایی که گم می کنیم -مثل روزهایی که نمی دانیم چطور تمام می شوند در حالی که ما فقط توانسته ایم به یک کارمان برسیم- و ... همگی در این ویدئو فراموش شده اند.
اما باز هم خیلی چیز ها را به حق و با طنازی متذکر می شود که جا دارد همیشه در ذهن داشته باشیم که خیلی وقت ها زمان کم نیست، این ماییم که تنبلیم.
۱  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۴
!
یادگیری زبان جدید مانند گشودن دریچه ای رو به دنیایی تازه است،دنیایی پر از تازگی که تو را با تصاویر و نظرگاه هایی نو مواجه می کند.وقتی به یک موضوع یا یک چیز عادی نگاه می کنی و در ذهن خود دو یا چند معادل واژگانی از زبان های گوناگون با ترکیب ها و تلفظ هایی دور از هم میابی حس تازگی در تو سرشار می شود.
من هم مثل همه بدم نمی آید که بتوانم به زبان های دیگری تسلط یابم.پیش تر از همه انگلیسی که فراگیرتر است و شاید با پیش زمینه های تحصیلی سهل تر، و بعد شاید به سراغ فرانسوی بروم.علاقه ی دیرینه ای به فرهنگ و زبانشان دارم.از اسپانیایی هم بدم نمی آید به نظرم تفاوت چشم گیری با دیگر اروپایی ها دارند و اینکه دامنه ی گستردگی و جمعیت متکلمان آن هم کم نیستند.از اسپرانتو به خاطر اینکه جامعه ی خاصی آن را بلدند خوشم می آید.شاید قبل از این ها و بعد از فرانسوی به سراغ تسلط بر لهجه بریتانیایی انگلیسی بروم چون انگار تفاوت زیادی با لهجه ی آمریکایی اش دارد.دیگر بیشتر از این هایی که گفتم نیازی نمی بینم که بلد باشم.مگر آلمانی و یا ایتالیایی در صورت لزوم.
البته کسی از آینده خبر ندارد شاید روزی مجبور شوم پیش از همه ی این ها به سراغ زبان غریبی چون کره ای بروم و زجر یادگیری آن را به دوش بکشم و یا شاید عربی را از بحر کنم.
به هر حال زبان هایی غیر زبان مادری همیشه جذاب اند و البته تسلط بر آنها حتما امتیازهای ویژه ای را به همراه دارد.
    پی نوشت: مدت هاست که زبان کردی بدجور شیفته ام کرده البته نه فقط زبانشان که شیفته ی فرهنگ و اصالت شان شده ام.ما ایرانی ها با اینکه سه استان کرد زبان داریم و حتی بخش هایی از کشورمان هم به دلیل مجاورت با این استان ها یا مهاجرت بومی های این استان ها به بخش های دیگر کشور به این زبان تکلم می کنند اما کمتر این زبان و فرهنگ غنی را پاس داشته ایم و دریافته ایم.
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۵۰
!

"نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ 

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم."

(الحجر/49)

 

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۳۵
!

همیشه شب هایی را که ماه کامل بوده، دوست داشته ام.زل می زنم به تنهایی ماه و به بکارتش فکر می کنم.به این دست نخوردگی اعجاب انگیز.دوست داشتم روی سطح آن قدم بزنم و به این فکر کنم که از 400 هزار کیلومتر دور بودن از هر نوع بشری چه احساسی به من دست می دهد.شاید یک غربت خاص.حسی شبیه به حس تنهایی در کویر و شاید هم ترس.به هر حال شبهایی را که خیره به ماه در فکر فرو می روم را دوست دارم،خلوت من با ماه حس عجیبی دارد که در هیچ خلوت و سکوتی یافت می نشود.

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۲ ، ۱۱:۱۷
!

دردِ قــــــــــــــــــــــــرن

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۴۶
!
امروز به این فکر می کردم که دهه شصتی ها را بچه های جنگ می دانیم و دهه پنجاهی ها را بچه های انقلاب،احتمالا باید به دهه هفتادی ها و هشتادی ها و نودی ها هم لقب بچه های تحریم را بدهیم.بچه هایی که شاید به اندازه ی دوران جنگ و انقلاب زجر کشیده اند.زجری خاموش که دردش را تا استخوان حس کرده اند اما فریاد نزده اند.
به عقده ها و فریاد های در گلویشان فکر می کردم که خود را اسیر مرزهای سیاسی جغرافیایی ایران می بینند و اگر فریاد بر آوردند به اسم ... باید مدتی آب خنک بخورند تا گلویشان تازه شود.
به این فکر می کردم که انگار سالهاست که ایران فریاد ممنوع است.پدرانمان در خیابان های شهر های خودشان فریاد می زدند و تفنگ های سربازانی از جنس خودشان و به فرمان مملکت دارانشان جوابشان را می دادند.برادران بزرگتر مان در خاکریز ها فریاد می زدند و توپ و تفنگ های برادران دینی شان جواب شان را می دادند.اما هم نسلی های ما درد می کشند و تقدیر مبهمی دارند.نمی دانند باید کجا و بر سر که فریاد بکشند،شاید هم ما عبرت گرفته ایم و ترس کرده ایم.شاید مثل پدر و برادر بزرگترمان جرات فریاد نداریم.از گرانی،از بی کیفیتی،از بی اهمیت شمرده شدن،از بی احترامی ها و تهمت ها از همه چیز درد می کشیم اما باید سکوت اختیار کنیم.
       پی نوشت:در پی انتشار خبر لغو تحریم کشتیرانی ایران و 17 شرکت دیگر با حکم دیوان داگستری اروپا و البته در ادامه لغو تحریم های چند مدت اخیر که شامل لغو تحریم بانک ایرانی PIB در 15 شهریور و لغو محدودیت های تبادل ورزشکاران از جانب دولت آمریکا در 20 شهریور شاید روزنه ی امیدی برای رهایی ایران از ورطه ی تحریم باشد.
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۲ ، ۰۷:۵۳
!
چون پاره ی تنی ست که انگار یکبار غم از دست دادنش را خورده ام.
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۳۴
!
اعترافات آدمی یا به کار دیگران آید و یا اینکه به درمان هیچ دردی نمی خورد.دردهایی که با اعترافاتی پرده از زخمه هایشان کنار می رود.زخمه هایی که زخم زده اند و پنهان اند.
من پرده از چهره زخم زنندگان بر تن روح خویش بر می دارم.به درمان درد دیگری موثر نمی آید، اما شاید وجدانم را هشدار می دهند که هواس اش را بیشتر جمع کند.
همیشه نگارم آن روزم که حقایق جهان آشگار می گردد.خدا کند چیز زیادی از نظرها غایب نداشته باشیم این طور شاید کمتر رو سیاه شویم.
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۲ ، ۲۰:۲۲
!
زمانی که برای ورود به دانشگاه در تقلا بودم به مرکزی به نام  مرکز علمی کاربردی مالک اشتر برخوردم.بگذریم که اطلاعات در این باره در اینترنت وجود نداشت و البته که در مراکز دیگر هم به سختی راهنمایی می شدم.اما بالاخره به مرکز آموزش صها در جنب صنایع هوایی ایران واقع در شهرک اکباتان رسیدم.
رشته مورد تحقیق تعمیر و نگهداری هواپیما بود.در دفترچه راهنمای ثبت نام و انتخاب رشته آدرس دانشگاه صنعتی مالک اشتر واقع در لواسان را داده بودند اما معاونت آموزش دانشگاه مالک اشتر اصلا مایل به ارائه اطلاعات پیرامون رشته و راهنمایی کردن نبود.فقط یک کلمه از بلوار صنایع هوایی ایران گفت و این شد سر نخ بنده برای رسیدن به اطلاعات بعدی.حرف از مرکز آموزشی واقع در سازمان صنایع هوایی ایران به آدرس کیلومتر چهار جاده مخصوص کرج،بلوار صنایع هوایی،درب تربیت بدنی،مرکز آموزش صها (صنایع هواپیمایی ایران) بود.به آدرس مذکور رفته و جویای حال رشته و احوالات ورودی و خروجی ها شدم.
مرکز بخشی از دانشگاه علمی کاربردی مالک اشتر است که رشته تعمیر و نگهداری هواپیما را به متقاضیان آموزش می دهد.پس از طی دوره کاردانی احتمالا به استخدام صنایع هواپیمایی در می آیید و نوع پذیرش آن هم از طریق دفترچه دانشگاه جامع علمی کاربردی تحت دوره های ترمی و البته به صورت نیمه متمرکر می باشد،یعنی در صورت قبولی اولیه که بر مبنای سوابق تحصیلی است یک مصاحبه از شما گرفته شده و در اگر موفق به قبولی در مصاحبه شدید می توانید برای تحصیل در مرکز ثبت نام کنید.سرفصل های درسی و شهریه ها تحت نظارت و قوانین دانشگاه جامع علمی کاربردی می باشند.  
۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۲ ، ۱۸:۳۹
!

مدتی ست که ترجمــــــــه ای از قرآن را یافته ام که هم روان تراست و هم شیوا تر.در کــــل منخیلی با این ترجمه راحـــت ترم.بیشتر از ترجمـــــــــه های قبـلی ترغیبم می کند به قـــــرائت متن.امروز لا به لای خبــــــــــرهای سیاسی و اقتصادی و غیـــره یصفحه اول روزنامه چشمــــم به عنـــــــــــــوان ریــــــــز خـــــــط "درگذشــت پژوهشگــر قرآنـی" خورد.عکســـــی هم چــــاپ شدهبود که اصلا برایم آشنا نبود.امـاخــوب باعث شد که به صفحــــهآخر بروم و متن خبر را بخوانـم.منظور خبر استـــــــاد عبدالمحمد آیتــــــی بود.شخصـی که زیاد نمی شناختمش و فقط از ترجمــه زیبایشلذت می بردم.دروغ است بگویم خیلی دلم گرفت و ... چون اصلا فکر نمی کــردم این مرد بزرگ در قید حیات باشد.حالا که رفت، تازه چند خطی نوشته دربــــــاره اش در میان انبوه نوشته های روزنامه دیدم.

پروردگار غرق رحمتش کند

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۷
!