نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۰ ثبت شده است

یک

من،یک سال در پیش رو و کلی اتفاق که در دل این سال برای من کمین کرده اند و رخ داد هر یکشان دردی بر دلم افزاید یا باری از دوشم کاهد

من و راهی که نمی شناسمش ولی در پیش دارمش

دو

من و کنکوری که ندادنش به از دادنش بود و حتی جنبهی تجربه اندوزی نداشت و بیشتر به تفنن می ماند،تفننی تلخ.آنقدر تلخ که به سربازی کشانیدم.

سه

من و سالی که با کلی خطا و قصور پشت سر نهادم.

 

-ثانیه شمار ساعتم آنقدر سنگین است از بار گناهان سال نودم که سنگین خود را به یک  ثانیه جلوتر می کشاند.سال که تحویل شود همه را پشت یکی از این ثانیه ها جا می گذارد و سبک پیش می رود.                  

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۰ ، ۲۱:۵۹
!
دارم به این می اندیشم که:

"هر روزی که در آن روز گناه نکنیم آن روز برای ما عید است"

امیر المومنین(ع)

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۰۳
!

من: خدایا ببخشای

او:  ان الله یحب التوابین.

 

پی نوشت:روز و حال عجیبی بود اخرین سه شنبه سال،اولین پست نگهبانی زندگی ام.

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۱۰
!

زمانه چنانم کرده که زمین را خواهان نیستم

وقتی به دور و بر خویش می نگرم ادم های را می بینم که چه راحت از دورانی می گویند که برای من و پیش روی من سخت می نماید.دوران ی که هر یک به شکلی ان را به سر کرده اند یکی در دورترین نقطه به منزلش و دیگری در نزدیک ترین نقطه به خانه اش.

یکی در پستی دون و دیگری در پستی والا اما وجه شباهت تمامی انها یک چیز است که همگیشان را به هم وصل می کند.جملگی در انجم مردان کچل بوده اند.حال چه فرق می کند که بالای برجک یا پشت میز منشی سرهنگ.

یکی مسئول نظافت سرویس های بهداشتی و دیگری دژبان_سگ پادگان_.هر کدام با هر مسئولیتی و در هر پستی یکی دو سالی را به سر کرده اند که مال خودشان نبوده اند و اجباری در خدمت بوده اند.

دوره ای که زیر پرچم برای ملت خدمت می کنی و اما هر لحظه از خود می پرسی برای چه؟برای که؟

روز گار متفاوتی ست روزگار خدمت مقدس سربازی.

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۲۶
!

مـــــــــــــن که حالا از زجر روزگار دیگر نیم من هم نیستم،خدمت رسیدم برای روایت تکه ای از خـدمــت(1)

روز های نسبتا سخت آموزشی گذشتند وحالا که به پشت سر می نگرم روزهایی را می بینم پر از تنوع و دور از روزمرگی.

روزهایی که شاید همه چیز آنها طبق برنامه سین(2) یکدست و منظم و تکراری و سر ساعت بود اما همه چیزش هر روز تازگی داشت

روزهایی پر از لحظه های متنوع پر از پستی و بلندی

شادی غم گریه خنده سازنده کوبنده

روزهاییی که پـــــــــــر بودند و انسان ساز

اما مــــــــــــــــــــــن یکی  رو آدم نکردند

1.خدمت نظام وظیفه عمومی-ملقب به سربازی-.

2.برنامه مصوب پادگان برای انجام کارهای روزانه حتی مراجعه به سرویس بهداشتی و ساعت کلاس های آموزشی.

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۴۹
!