نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

۳ مطلب در تیر ۱۳۸۹ ثبت شده است

غرق در تمام ریزاندیشه هایم خیابان های زیادی را قدم زدم اما هیچ فرقی با روزهای عادی دیگر نداشتند.

باور نمی کنم امروز تولد آنی ست که مرگش را سخت به سوگ می نشینیم.

 

باقی نوشت یک:تولدت مبارک ای همیشه مظلوم

باقی نوشت دو:حالا بهتر مظلومیت ات را درک می کنم.

۲  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۸۹ ، ۱۵:۵۸
!
آن مرد، آسان بود                             

                                                   *نفیسه مرشدزاده*

 

در سال های جوانی، من و دوست هایم خیلی افتاده بودیم تو خط اخلاق و اعتقاد. نه این که ما خیلی خاص باشیم. اصولا مد بود. مثل الان که بعضی چیزهای دیگر مد است، آن موقع هم تب کلاس و جلسه اخلاقی و تقوایی داغ بود. تلویزیون پشت هم از همین برنامه ها و توصیه ها پخش می کرد. یک دنیا دستور نکنید و بکنید توی سرهای ما چرخ می خورد. می خواستیم خوب باشیم و خوب بودن آن روزها خیلی سخت شده بود. مدام داشتیم خودمان را مجبور می کردیم که مثل حضرت رفتار کنیم. نمی شد. نمی توانستیم. به خودمان فحش می دادیم. ناامید می شدیم. فکر می کردیم عیب های اساسی داریم و دیگر درست شدنی نیستیم.


چند سالی طول کشید تا فهمیدیم گره کار توی همین مجبور کردن است. ماجرا زورکی نیست. فهمیدیم آدم ظریف است و یک شبه نمی شود به اش شکل داد. مثل کار سفالگری می ماند که اگر فشار دستت را زیاد کنی، به جای شاهکار هنری از زیر دستت هیولای گلی می آید بیرون. ولی دیگر خیلی دیر شده بود. خیلی از همسفرهایمان خیال کرده بودند دین یعنی همین زور و فشار و گفته بودند ما نخواستیم و خداحافظ.
در روایت های معتبر هست که همان پیامبری که ما داشتیم خودمان را هلاک می کردیم مثل او بشویم، توی مدینه یکی را تو اوضاع و احوالی شبیه ما می بینند. به اش تشر می زنند که: با خودت با مدارا رفتار کن! آن هایی که به خودشان زیاد فشار می آورند مثل سواری اند که برای زود رسیدن، آن قدر به مرکبش شلاق می زند که اصلا به کل نمی رسد. ولی وقتی ما این روایت ها را خواندیم دیگر دیر شده بود. رفقایمان شلاق را زده بودند، مرکبشان از حال رفته بود و حالا دیگر اصلا توی راه نبودند که بشود به شان گفت پیامبر(ص) دینی که شما ازش رمیده اید، جور دیگری بوده.
 
۱۶  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۸۹ ، ۱۹:۳۰
!

﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

نون سوگند به قلم و آنچه مى‏نویسند.

                                                                                                      (القلم/۱)

قلمم توتم من است ، امانت روح القدس من است ، صلیب مقدس من است ، در وفای او ، اسیر قیصر نمی شوم ، بگذار بر قامت بلند و راستین و استوار قلم به صلیبم کشند ، به چهار میخم کوبند ، تا او که استوانه حیاتم بوده است ، صلیب مرگم شود ، شاهد رسالتم گردد ، گواه شهادتم باشد ، هر کسی را ، هر قبیله ای را توتمی است ، توتم من ، توتم قبیله من قلم است ، قلم زبان خداست ، قلم امانت آدم است ، قلم ودیعه عشق است ، هر کسی را توتمی است و قلم توتم من است و قلم توتم ماست .

                                                                                                      (هبوط در کویر/۶۱۳)


باقی نوشت:به مناسبت روز قلم

۱  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۸۹ ، ۱۴:۰۰
!