نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

۲ مطلب در دی ۱۳۸۸ ثبت شده است

خسر

ان الانسان لفی خسر...در تمامی دوره ها انسان در خسارت است مگر آنهایی را که به هدفی و به عشقی رسیده اند و به آن سو گرویده اند.

انسان مادامی که هدفی ندارد آهسته می رود و می لنگد حتی می نشیند و می پوسد.

 راه

ما بازیچه شتابها هستیم مگر هنگامی که از پیش طرحی داشته باشیم و با حساب احتمالات آماده شده باشیم وخط آخر را خوانده باشیم.

در این هنگام این ماییم که چشم به راه حادثه ها هستیم و با سازمان و تنظیم خویش به حادثه ها نظام داده ایم و سازمان بخشیده ایم.دلهایی که سازمان گرفته اند دیگر بازیچه ی حادثه ها نمی شوند و بحران نمی بییند.

رفتن

آنان که هستی و زندگی شان را در رفتنها دیده اند و ماندن را گندیدن و پوسیدن،این ها در جریان،در این حرکت،در این رفتن،با مانع ها روبرو می شوند،مانع ها و درگیری هایی که در همه جا خانه گرفته اند...اینها می توانند انسان را بشکنند و هرز کنند و می توانند او را آماده سازند و او را به قدرت و توانایی بیشتر برسانند.

                                                                                         استاد علی صفایی حائری

۱  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ دی ۸۸ ، ۱۳:۵۰
!
عاشورا درس می دهد که در ماجرای دفاع از دین، از همه چیز بیش تر، برای انسان، بصیرت لازم است.

                                                                                                               مقام معظم رهبری

سیه به رنگ مردمک بیشتر مردم،به رنگ دل من که سیاه شده از گنه و شاید به رنگ عزای حسین(ع).

عاشورا یک واقعه ی تاریخی نبود،عاشورا مدرسه نبود مثل بقیه ی تاریخ ،عاشورا اصلا از تاریخ فراتر بود،چیزی که در گذشت یک تدریس گذرا نبود یک سیر تفکر مانا بود،یک مکتب بود.

کلاس درس عاشورا هر لحظه بر پاست،عاشورا تنها یک داغ جاودانه برای گریستن نیست یه کلاس همیشه پا بر جاست.معلم عاشورا تنها حسین(ع) نبود،در گذر عاشورا از علی اصغر(ع) هم می شود یاد گرفت از شمر هم.

خیلی از چگونگی اش گفته و شنیده شده اما روایت چرایی اش سخت است کار دل و دانش نیست،کار بینش است،نگاه عاشورایی باید داشت.

در پس آنچه در کربلا گذشت و پیش و پس از آن،بینش هایی استوار خفته است،نگاه هایی حسین(ع) گونه که دم از اصلاح دین در دوره حاکمیت ضد دین میزنند.نگاه هایی که راه را شناخته اند و راه را می شناسانند هنوز بعد از چند صد سال.اصلا عاشورا نقل حالا و چند صد سال قبل نیست نقل انتخاب با بینش است نقل آگاهی ست در انتخاب،نقل جنگ با جهالت است ،نقل جان دادن نیست،حسین همه چیزهای دنیایش را داد تا دین پدرش را اصلاح کند.

خنجر همچون شمری سر حسین(ع) و حسین ها را نمی برد سر حق را مگر می شود برید،خنجر که پایین آمد انتخاب کامل شد.امام(ع) و یارانش همگی می دانستند روایت چگونه تمام می شود اما چیزهای دیگری هم بود که می دانستند و شاید ما ندانیم ،چیز هایی که از آگاهی نشات می گرفت از بینش صحیح.چیزی اگر نبود عاشورا به همان تراژدی آب ختم می شد ولی حالا عاشورا مبین خیلی چیزهاست.

عاشورا به پشتوانه ی یک چیز تا بدین جا پیش آمد،چیزی که شاید ما از آن تهی باشم بصیرت، کلید درست انتخاب کردن.چیزی که در عاشورا موج می زد،در بازگشت حر برای قربانی شدن در راه حق و یا حتی روزهایی پیش تر در بوسه خنجر ابراهیم(ع) بر حنجر اسماعیل برای قربانی کردن در راه حق.

۰  موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۸۸ ، ۱۶:۳۸
!