نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

خداحافظ یعنی پایان

دوشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۲، ۰۲:۰۹ ب.ظ
ساعت به ده شب نرسیده، خودم را به فرودگاه رساندم.
درست چند قدم آن طرف تر از ایشان با گوشی تلفن همراه اش تماس گرفتم.خاموش بود.برای رفتن انگار عجله داشت.
سر چرخاندم، دیدم چقدر نزدیک بودم به شان.نزدیک شدم.سلام کردم و بعد دیدم که چقدر چشمانش پر از تعجب شد.چمدانش سنگین تر از چمدان یک مسافرت ده بیست روزه بود.
نماندن در نگاه اش و حتی لحن صدایش موج می زد.حق استادی و یا شاید چیزی بیشتر از آن بر گردنم داشت.
نپرسیدم اما جواب سوال نگاه ام را داد:می رم که اگه جور شد دیگه برنگردم.نگفتم که یه بار بد آموزی نداشته باشه.
تا به حال هیچ یک از نزدیکانم را قبل رفتن،قبل نبودن ندیده بودم.همین که از اینجا می رفت یعنی نبود.
این طور فکر می کنم که مرده ها هم هستند اما شاید در دنیایی دیگر.او هم می رفت تا در دنیای ما نباشد.
یعنی دیگر احتمال اینکه در این جغرافیا حتی به طور خیلی اتفاقی چشم در چشم شویم تقریبا صفر بود.
خیلی فرق داشت با خداحافظی های پیشین ام.دوستان هم خدمتی و هم مدرسه ای و ... را شاید می شد که در جایی دیگر در قامتی دیگر ببینم و این یعنی بودند و احتمال برخورد داشتیم.اما استاد تقریبا هم سن و سال ام را شاید هیچ وقت دیگر نمی دیدم.
اصلا به ارتباط ایمیلی و کمک هایی که شاید قرار باشد در آینده در روند پیشبرد پروژه ام به ام بکند را در نظر نگرفتم.او داشت می رفت و شاید در آینده تنها خاطره ای می شد و شاید مخاطبی، در آن سوی ینگه دنیا برای پاسخ دادن به نامه ها و پیغام های الکترونیکی ام.
شاید کمک های بزرگتری در راه بود از جانبش، که البته قول اش را هم در آخرین لحظه داد.اما این ها فایده ای نداشتند برای این که چیزی از بُعد تراژیک خداحافظی کم شود.
خداحافظی یعنی پایان.پایان خیلی چیزها.
هواپیما که از باند پرواز برخاست،به همراه تنها دوستش که برای بدرقه اش آمده بود برگشتم.در راه شماره کردم.درست لحظه ای که به حساب من از مرز هوایی ایران خارج شد،استاد مُرد.
در راه برگشت، دوستش گفت که به عنوان آخرین حرف در گوشش زمزمه کرده:خوشحالم که از بیست و اندی سال زندگی برام دو تا دوست واقعی مونده، که حالا موقع خداحافظی تنهام نگذاشتن.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۰۴
!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی