نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

چی بود واقعا؟

چهارشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۰، ۰۶:۵۲ ب.ظ

به نام او

اویی که همه ی هستی ام از اوست،و وجودم به اراده ی او.

شاید امعامله اسم درستی براش نباشه،شاید اصلا درست نباشه از که از این زاویه بهش نگاه کرد اما می دونم اسمش هر چی باشه در ذات خودش عمل درستیه.

اره خوب شاید انجام وظیفه باشه و طاعت اما باید توجه کرد به این که تو حق انتخاب داری و می تونی عصیان کنی با مسئولیت خودت.

حالا که حاضر به طاعت شدی اسمش رو هر چی که می خوای بذار خواه معامله خواه بندگی.مهم اصل عمل که فعل درستیه.

این ها رو با خودم زمزمه می کردم.

شهامت به خرج دادم دستم رو جلو بردم و گفتم قبول.من تن به این معامله می دم.

چشمام رو بستم و دوباره فکر کردم به تعهدی که دارم می دم به مخاطبم که در ذهنمم نمی گنجه به،یه لحظه گرمی رو در دستم حس کردم.ترسیدم و جرات نکردم چشم باز کنم.دستم به ارامی فشرده شد،چیزیکه با تمام وجو حس کردم مهربانی و صمیمیت توصیف ناپذیر بود.

چشم که گشودم.

هیچی دیگه یادم نمی اد.شما می دونی چه رخ داد؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی