نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

ما و کفایت یاری خدا

دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۸۹، ۰۹:۵۵ ب.ظ
«الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوکیل»
(سوره آل عمران - آیه 173)
مؤمنان به این گونه اند که اگر مردم (و منافقان) به آنان گفتند که همانا مردم (دشمنان) صف آرائی کرده اند و گرد هم آمده اند (که شما را از بین ببرند و نابودتان سازند) پس از ایشان بهراسید (نه تنها نمی ترسند) بلکه ایمانشان افزوده می شود و در پاسخ آنان می گویند خدا ما را بس است و او بهترین پشتیبان ما است.
این آیه حکایت از یک جریان گذشته، در صدر اسلام دارد که ابوسفیان می خواست انتقام بگیرد پس نعیم بن مسعود اشجعی را فرستاد که مسلمانان را از قریش بترساند و سپاهیان اسلام نه تنها نهراسیدند و نلرزیدند بلکه ایمانشان به خدا بیشتر شد و در پاسخ او همی گفتند: ما را خدا کافی است: " حسبنا الله " و او بهترین حامی است " و نعم الوکیل ". ولی به هر حال نمونه ای است از وضعیت مسلمانان در برابر دشمنان اسلام در هر زمان و مکان. و به ما این درس رادهد که حوادث و سختی ها ما را از پای در نیاورد و در برابر دشمن هرچند مسلح به جدیدترین و نیرومندترین سلاحها باشد تسلیم نشویم و به خدای خود اکتفا کنیم و او را به حق نیرومندتر بدانیم نه اینکه فقط به زبان آوریم ولی در عمل از دشمنان خود بترسیم و خدای را از یاد ببریم.
مؤمن همیشه باید در کشاکش زندگی همچو سنگ زیرین آسیا باشد، محکم و استوار، ثابت قدم و با قدرت، نه تنها خم به ابرو نیاورد که مقاومت کند، و در برابر تمام دشمنان خدا بی محابا بایستد و نترسد و نلرزد. امام صادق علیه السلام می فرماید:
" إن المؤمن أشدّ من زبر الحدید. ان زبر الحدید اذا دخل النار تغیر و ان المؤمن لو قتل ثم نشر ثم قتل لم یتغیر قلبه " همانا مؤمن از پاره های آهن شدید تر و محکم تر است چرا که پاره آهن در آتش نرم می شود و تغییر حالت می دهد ولی مؤمن اگر کشته شود و دوباره زنده شود و باز هم کشته شود هرگز تغییر نمی کند و قلبش محکم و پا برجا است.
ضمنا از اینکه خداوند می فرماید که در آن صورت ایمانشان زیادتر می شود، معلوم می شود که هرچه دشمن بیشتر خود را آماده کند مؤمن سلحشورتر و جسورتر می گردد و چون پا به کارزار گزارد بر ایمانش افزوده تر می شود زیرا به خدا نزدیکتر می گردد و امدادهای غیبی معنوی را با دیده قلب بیند و بصیرتش در عقیده اش بیشتر می شود و قلبش در برابر نا ملایمات محکمتر می شود، زیرا تا نبرد و جنگ نباشد انسان همچنان کسل و بی نشاط است ولی جنگ، میدان آزمایش و صف آرائی ایمان و جدا شدن خوبان از بدان است. جنگ انسان را صیقلی و آبدار می کند همانگونه که طلای ناب با آتش گداخته روشن تر و درخشنده ترگردد.
از آن سوی معلوم می شود که ایمان مردم یکسان نیست. و این امری است قطعی.هرچند فخر رازی (شیخ المشککین) تشکیک و تردید کرده و می گوید اگر ایمان تصدیق است که یکی بیش نباشد ولی اشتباه می کند که ایمان فقط تصدیق نیست بلکه تصدیق است همراه با عمل. تازه اگر فقط تصدیق هم باشد، آنگونه که علی علیه السلام حقایق را می بیند و قدرت خدا را تصدیق می کند مانند خقیقت دیدن و تصدیق ما است ؟ هرگز چنین نیست. علی گوید: " لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا " اگر پرده ها بالا رود بر یقینم افزوده نمی شود. آیا ما چنین هستیم ؟ آیا اعتقاد ما به غیب مانند اعتقاد اولیای خدا است ؟ این چه سخن اشتباهی است.
بنا بر این ایمان قطعا قابل زیاده و نقصان است چه اعمال اجزاء باشد یا شرایط و آثار و هرچه ایمان تقویت شود عمل برتر می گردد زیرا ایمان، تصدیق به تنهایی نیست بلکه تصدیق است و عمل، باور است و اجرا، حقیقت است و پیکار.
حسبنا الله و نعم الوکیل: چه قدر زیبا و پر معنی است این سخن بزرگ. اگر کسی معتقد به خدا باشد و در عقیده اش راستگو باشد قطعا از هیچ قدرتی چه برونی و چه درونی نترسد زیرا تکیه گاهش آنقدر بلند است که عنقا به آن راه نیابد و بشر به او دسترسی نداشته باشد. ابراهیم خلیل علیه السلام آنگاه که در میان آتش انداخته شد تنها سخنش این بود: حسبنا الله و نعم الوکیل. روح القدس با آن عظمتش نزد او می آید و می پرسد: اگر درخواستی داری ما در خدمت حاضریم.
حضرت خلیل الرحمن جواب می دهد اگر هم داشته باشم از شما ندارم، خدا مرا کافی است.
حقا که خدا برای مؤمن کافی است: " ألیس الله بکاف عبده " و مگر خدا برای بنده اش کافی نیست.
و می فرماید: " و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ أمره " و این تأکید دیگری است بر اینکه اگر کسی بر خدا توکل کند قطعا خدا او را کافی است و حاجتش را برآورده می کند.. ولی ما که خدا را نمی شناسیم و متأسفانه به آن قدرت لایزالی پی نمی بریم از این سلاحهای مادی می ترسیم و از آنکه دشمنان در یک صف جمع شده اند و ما به ظاهر دست تنها هستیم می هراسیم ولی اگر چشم بصیرت بین داشته باشیم در یک طرف همه دنیا و تمام تسلیحات آنها را می بینیم و در طرفی دیگر خدا را. آیا آن نیروها بیشتر و بالاتر است یا نیروی لا یزال الهی؟!
پس آنکه ما را می ترساند شیطان است و ما باید همیشه از آن بیزار باشیم و به سوی رحمان روی آوریم. خداوند می فرماید:
" انما ذلکم الشیطان یخوف أولیاءه فلا تخافوهم و خافون ان کنتم مؤمنین " فقط و فقط شیطان است که پیروان خود راترساند پس حتما از آنان نترسید و اگر ایمان دارید (و راست می گوئید) از من بترسید.
ترس از خدا انسان را قوی و نیرومندسازد. و اگر قلبی از خدا خشیت داشت محال است از دنیائیان و مادیان و شیاطین انسی و جنی بترسد. به امید اینکه مردم سلحشور و استوار ایران همچنان در برابر دشمنان ظاهری و باطنی با قدرت بایستند و با تکیه بر خدای خود به نیروی بی نهایت او وصل شوند و از هیچ قدرتی نهراسند و نلرزند که خدا آنان را کافی است و خود دشمنان را نابود خواهد ساخت. ما باید به وظیفه خویش عمل کنید و أعدوا لهم ما استطعتم به همین معنا است مه هرچه توانیم باید نیروهای خود را آماده سازیم، بقیه اش را به او که قدرت مطلق است واگذاریم و مطمئن باشیم که ما به حول و قوه خدا پیروز و سرفرازیم آمین رب العالمین.

نظرات  (۱)

امروز دلم خواست و زبادی دلم برایت تنگ شد...
همیشه برای فهمیدن نوع احساسم نیاز به راهنمایی داشتم اما امروز برای اولین فهمیدم که دلم تنگ شده برای کسی.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی