نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

مَن خداوندگار دنیای خیالی ِ خویش ام.

نسل ِ من

بیا از "من" برایم بخوان تا حافظه ی از دست رفته ام احیا شود.

بایگانی
پیوندها

روز وصل دوستداران

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۸۹، ۰۲:۵۹ ق.ظ
باید جمعیت را شکافت و در دل مردمان کوچه ای باز کرد و پیش رفت و روی پنجه های پا بلند شد و قد کشید و دست ها را به ضریح رساند. بسیاری ازآنان با آنکه بارها نزدیک ضریح شد ه اند اما هنوز شوق کم کردن فاصله با حضرت در دلشان تازه است.
برای آن لحظه و آن همهمه برنامه های زیادی ریخته بودم اما هر قدم که یزدیکتر می شدم،قطعه ای پازل فکرم را گم می کردم،در عوض جورچین دلم قطعه قطعه کامل تر می شد به واسطه ی گام هایی که به سوی او بر می داشتم.
مرتبه ی اولی که می خواستم دستم را به ضریح برسانم بین جمعیت تاب نیاوردم یعنی امانم نداند و من رد شدم بی اینکه انگشتانم ضریح را غرق بوسه کرده باشند.خیلی دلم گرفت انگار که حضرت دست رد بر سینه ام زده باشد.به دارالسیاده رفتم،اما به ناگاه شعله ای در دلم زبانه کشید از جنس امید و رستگاری.تازه فهمیدم سرتاسر حرم،پر است از حضور حضرت و آقا تنها مختص به روضه ی منوره نیست.باخیال راه ارام ارام در صحن ها و رواق ها قدم زدم و با حضرت حرف.
تمام برنامه هایم را یک به یک انجام دادم جز بوسیدن ضریح حضرت.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی